خدمت دوستان و اساتید سلام
خواب خیلی عجیب و طولانی دیدم که به صورت خلاصه می نویسم:
خواب دیدم یکی از اقوام مجالسی رو به صورت دوره ای برگذار می کنند که در این مجالس که ظاهرا مذهبی است عده زیادی از دختر وپسر با تیپ های مختلف جمع میشن و یه چیزی می خونن و یه چیزی مثل اسفند یا عود دود می کنن.به صورت تصادفی از کنار منزلشون رد میشدم که متوجه این مجلس شدم دختر این فامیلم که عرض کردم چهره خیلی عجیبی پیدا کرده بود و شبیه مردها ریش داشت به من گفت یه روزی هم خونه شما این مجلس رو برگذار کنیم ؟! و من که اصلا خوشم نیامده بود از مجلسشون جوابی ندادم و بی اعتنا به آنها و افراد این جمع مسیرم رو به سمت خونه تغییر دادم و تصادفا به دختری برخوردم که درخواست کمک کرد از من مثل اینکه مسیر رو بلد نبود و از افراد مجلس بود من کمکش کردم و در صحبتها ازش پرسیدم چطور به این مجلس اومده بود؟ جواب داد دختر اقوام بنده ایشون رو دعوت کرده بود و من که خواستم مطمئن شوم به جای اینکه اسم دختر اقوامم رو بپرسم (مثلا بگم ناهید؟) نمیدونم چرا اسم خودم رو سوال کردم؟!!!!
در راه دو نفر مشکی پوش بسیار زشت دنبالمون کردن و احساس کردم جزو شیاطین هستند که بالاخره از دستشون خلاص شدیم ( به کمک برادرم). بعد دیدم که این اقوام بنده یک عروسکی رو درست کردن و اون رو مهدی موعود میخوانند و دخترهای ساده لوح رو گول میزنن.وقتی با این خانوم برگشتیم پدر و مادرش از من تشکر کردن و گفتن تو مثل فرشته نجات بودی ...
اینقدر صحنه های این خواب ترسناک بود که از وحشت دیگه خوابم نمیبرد واین خواب خیلی فکرم رو مشغول کرده و نمیدونم چی کار باید بکنم و تعبیر این خواب چیه لطفا راهنمایی کنین...